کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 99

و گفت: مردانی بوده اند که به یقین بر آب می رفتند و آن مردان ازتشنگی می مردند یقین ایشان فاضلتر و گفت: برعایت حقوق نتوان رسید مگر بحر است قلوب.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 96

    و گفت: هر که نشناخت خدای را هرگز شاد نبود.

    #
  2. 97

    و گفت: هر که خواهد که تادین او به سلامت باشد و تن او آسوده ودل او به عافیت گو از مردمان جدا باش که این زمانه وحشت است و خردمند آنست که تنهائی اختیار کند.

    #
  3. 98

    و گفت هر کرا علم به یقین نرسیده است و یقین به خوف و خوف به عمل و عمل به ورع و ورع باخلاص و اخلاص به مشاهده او از هالکین است.

    #
  4. 99

    و گفت: مردانی بوده اند که به یقین بر آب می رفتند و آن مردان ازتشنگی می مردند یقین ایشان فاضلتر و گفت: برعایت حقوق نتوان رسید مگر بحر است قلوب.

    انتخاب‌شده
  5. 100

    و گفت: اگر جمله دنیا یک کس را بود زیانش را ندارد و اگر سرش شره یک دانه خرما کند زیانش دارد.

    #
  6. 101

    و گفت: اگر توانی که اوانی خانه تو جز سفال نباشد بکن و گفت: بنده آنست که با هیچ کس شکایت نکند و ترک تقصیر کند در خدمت و تقصیر در تدبیر است و گفت: هر گاه که برادران و یاران حاضر شوند نافله بیفتد.

    #
  7. 102

    و گفت: مرید صادق بی نیاز بود از علم عالمان.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 99 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.