کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 101

و گفت: اگر توانی که اوانی خانه تو جز سفال نباشد بکن و گفت: بنده آنست که با هیچ کس شکایت نکند و ترک تقصیر کند در خدمت و تقصیر در تدبیر است و گفت: هر گاه که برادران و یاران حاضر شوند نافله بیفتد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 98

    و گفت هر کرا علم به یقین نرسیده است و یقین به خوف و خوف به عمل و عمل به ورع و ورع باخلاص و اخلاص به مشاهده او از هالکین است.

    #
  2. 99

    و گفت: مردانی بوده اند که به یقین بر آب می رفتند و آن مردان ازتشنگی می مردند یقین ایشان فاضلتر و گفت: برعایت حقوق نتوان رسید مگر بحر است قلوب.

    #
  3. 100

    و گفت: اگر جمله دنیا یک کس را بود زیانش را ندارد و اگر سرش شره یک دانه خرما کند زیانش دارد.

    #
  4. 101

    و گفت: اگر توانی که اوانی خانه تو جز سفال نباشد بکن و گفت: بنده آنست که با هیچ کس شکایت نکند و ترک تقصیر کند در خدمت و تقصیر در تدبیر است و گفت: هر گاه که برادران و یاران حاضر شوند نافله بیفتد.

    انتخاب‌شده
  5. 102

    و گفت: مرید صادق بی نیاز بود از علم عالمان.

    #
  6. 103

    و گفت: بدرستی که حق تعالی معامله که با بندگان در آخرت خواهد کرد بر اندازۀ آن بود که بندگان در اول با او کرده باشند.

    #
  7. 104

    و گفت: بدرستی که خدای تعالی به دل بندگان نزدیک شود بر اندازۀ آنکه بنده را به خویش قرب بیند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 101 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.