نثر · شماره 101
و گفت: اگر توانی که اوانی خانه تو جز سفال نباشد بکن و گفت: بنده آنست که با هیچ کس شکایت نکند و ترک تقصیر کند در خدمت و تقصیر در تدبیر است و گفت: هر گاه که برادران و یاران حاضر شوند نافله بیفتد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 98
و گفت هر کرا علم به یقین نرسیده است و یقین به خوف و خوف به عمل و عمل به ورع و ورع باخلاص و اخلاص به مشاهده او از هالکین است.
# - 99
و گفت: مردانی بوده اند که به یقین بر آب می رفتند و آن مردان ازتشنگی می مردند یقین ایشان فاضلتر و گفت: برعایت حقوق نتوان رسید مگر بحر است قلوب.
# - 100
و گفت: اگر جمله دنیا یک کس را بود زیانش را ندارد و اگر سرش شره یک دانه خرما کند زیانش دارد.
# - 101
و گفت: اگر توانی که اوانی خانه تو جز سفال نباشد بکن و گفت: بنده آنست که با هیچ کس شکایت نکند و ترک تقصیر کند در خدمت و تقصیر در تدبیر است و گفت: هر گاه که برادران و یاران حاضر شوند نافله بیفتد.
انتخابشده - 102
و گفت: مرید صادق بی نیاز بود از علم عالمان.
# - 103
و گفت: بدرستی که حق تعالی معامله که با بندگان در آخرت خواهد کرد بر اندازۀ آن بود که بندگان در اول با او کرده باشند.
# - 104
و گفت: بدرستی که خدای تعالی به دل بندگان نزدیک شود بر اندازۀ آنکه بنده را به خویش قرب بیند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 101 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.