نثر · شماره 104
و گفت: بدرستی که خدای تعالی به دل بندگان نزدیک شود بر اندازۀ آنکه بنده را به خویش قرب بیند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 101
و گفت: اگر توانی که اوانی خانه تو جز سفال نباشد بکن و گفت: بنده آنست که با هیچ کس شکایت نکند و ترک تقصیر کند در خدمت و تقصیر در تدبیر است و گفت: هر گاه که برادران و یاران حاضر شوند نافله بیفتد.
# - 102
و گفت: مرید صادق بی نیاز بود از علم عالمان.
# - 103
و گفت: بدرستی که حق تعالی معامله که با بندگان در آخرت خواهد کرد بر اندازۀ آن بود که بندگان در اول با او کرده باشند.
# - 104
و گفت: بدرستی که خدای تعالی به دل بندگان نزدیک شود بر اندازۀ آنکه بنده را به خویش قرب بیند.
انتخابشده - 105
و گفت: اگر ترا به حقیقت دانند راه بر تو آسان گردانند و اگر مردانه باشی در اول مصائب بر تو روشن شود بسی چیز از عجایب و لطایف و الصبر عند الصدمه الاولی وگفت: در جمله دلیل بذل مجهود است و نبود کسی خدای را طلب کند ببذل مجهود چو کسی که اورا طلب کند از طریق خود و گفت: جمله علم علما بدو حروف باز رسیده است تصحیح ملت و تجرید خدمت و گفت: حیوه هر که بنفس بود و موت او برفتن جان بود و حیوه هر که بخدای بود او نقل کند و از حیوه طبع بحیوه اصل و حیوه بر حقیقت اینست که هر چشمی که به عبرت حق تعالی مشغول نبود نابینا به و هر زبان که به ذکر او مستغرق نیست گنگ به و هر گوش که بحق شنیدن مترصد نیست کر به و هر تنی که به خدمت خدای در کار نیست یا نبود مرده به و گفت: هر که دست در عمل خود زند قدمش از جای برود و هر که دست در مال زند در اندکی افتد و هر که دست در خدای زند جلیل و بزرگوار شود.
# - 106
و گفت: چون حق تعالی بمریدی نیکی خواهد او را پیش صوفیان افکند و از قرایان بازدارد.
# - 107
نقلست که گفت: نشاید که مریدان را چیزی آموزند مگر آنچه در نماز بدان محتاج باشند و فاتحه و قل هو الله احد تمامست و هر مریدی که زن کند و علم نویسد از وی هیچ نباید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 104 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.