نثر · شماره 124
و گفت: صوفی آنست که دل او چون دل ابراهیم سلامت یافته بود از دوستی دنیا و بجای آرنده فرمان خدای بود و تسلیم او تسلیم اسمعیل و اندوه او اندوه داود و فقر او فقر عیسی و صبر او صبر ایوب و شوق او شوق موسی در وقت مناجات و اخلاص او اخلاص محمد صلی الله علیه و علی و سلم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 121
و گفت: صوفی چون زمین باشد که همه پلیدی دروی افکنند و همه نیکوئی از وی بیرون آید.
# - 122
و گفت: تصوف ذکر است باجتماع و وجدی است باستماع و عملی است باتباع.
# - 123
و گفت: تصوف اصطفاست هرکه گزیده شده ازماسوی الله اوصوفی است.
# - 124
و گفت: صوفی آنست که دل او چون دل ابراهیم سلامت یافته بود از دوستی دنیا و بجای آرنده فرمان خدای بود و تسلیم او تسلیم اسمعیل و اندوه او اندوه داود و فقر او فقر عیسی و صبر او صبر ایوب و شوق او شوق موسی در وقت مناجات و اخلاص او اخلاص محمد صلی الله علیه و علی و سلم.
انتخابشده - 125
و گفت: تصوف نعتی است که اقامت بنده در آنست گفتند نعت حق است یا نعت خلق گفت: حقیقتش نعت حق است و اسمش نعت خلق.
# - 126
و گفت: تصوف آن بود که ترا خداوند از تو بمیراند و بخود زنده کند.
# - 127
و گفت: تصوف آن بود که با خدای باشی بی علاقه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 124 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.