نثر · شماره 213
گفتند بلای او چکار کند گفت: بوتۀ است که مرد را بالاید هر که درین بوته بالوده گشت هرگز او را بلا ننماید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 210
سوال کردند از صادق و صدیق و صدق گفت: صدق صفت صادق است و صادق آنست که چون او را بینی چنان بینی که شنوده باشی خبر او و چون معاینه بود بل که خبر او اگر یکبار بتو رسیده بود همۀ عمرش همچنان یابی و صدیق آنست که پیوسته بود صدق او در افعال و اقوال و احوال پرسیدند از اخلاص گفت: فرض فی فرض و نقل فی نقل گفت: اخلاص فریضه است در هرچه فریضه بود چون نماز و غیر آن و نماز که فریضه است فرض است در سنت باخلاص بودن و اخلاص بودن مغز نماز بود و نماز مغز سنت.
# - 211
و هم از اخلاص پرسیدند گفت: فنا است از فعل خویش و برداشتن فعل خویش دیدن از بیش و گفت: اخلاص آنست که بیرون آری خلق را از معامله خدای و نفس یعنی دعوی ربوبیت می کند.
# - 212
سوال کردند از خوف گفت: چشم داشتن عقوبت است در هر نفسی.
# - 213
گفتند بلای او چکار کند گفت: بوتۀ است که مرد را بالاید هر که درین بوته بالوده گشت هرگز او را بلا ننماید.
انتخابشده - 214
سئوال کردند از شفقت بر خلق گفت: شفقت بر آنست که بطوع بایشان دهی آنچه طلب می کنند و باری بر ایشان ننهی که طاقت آن ندارند و سخنی نگوئی که ندانند.
# - 215
گفتند تنها بودن کی درست آید گفت: وقتی که از نفس خویش عزلت گیری و آنچه ترادی نوشته اند امروز درس تو شود.
# - 216
گفتند عزیزترین خلق کیست گفت: درویش راضی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 213 از «ذکر جنید بغدادی قدس الله روحه العزیز» است.