کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 34

و گفت: تصوف تمکین است از وقت.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 31

    و گفت: عارف تا نرسیده است یاری می خواهد از همه چیز چون برسد مستغنی گردد به خدای از همه چیز و بدو محتاج گردد همه چیز.

    #
  2. 32

    و گفت: حقیقت قرب آنست که به دل احساس هیچ نتوانی کرد و به وجود هیچ چیز حس نتوانی یافت.

    #
  3. 33

    و گفت: علم آنست که در عمل آرد ترا و یقین آن است که برگیرد ترا.

    #
  4. 34

    و گفت: تصوف تمکین است از وقت.

    انتخاب‌شده
  5. 35

    پرسیدند از تصوف گفت: آنست که صافی بود از خداوند خویش و پر بود از انوار و در عین لذت بود ازذکر.

    #
  6. 36

    وهم از تصوف پرسیدند گفت: گمان تو به قومی که بدهند تا گشایش یابند و منع کنند تا نیابند پس ندامی کنند باسرار که بگریید برما.

    #
  7. 37

    پرسیدند که عارف را گریه بود گفت: گریه او چندان بود که در راه باشد چون به حقایق قرب رسید و طعم وصال بچشید گریه زایل شود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 34 از «ذکر ابوسعید خراز قدس الله روحه العزیز» است.