کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 39

و گفت: خلق عظیم آن بود که او را هیچ همت نبود جز خدای.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 36

    وهم از تصوف پرسیدند گفت: گمان تو به قومی که بدهند تا گشایش یابند و منع کنند تا نیابند پس ندامی کنند باسرار که بگریید برما.

    #
  2. 37

    پرسیدند که عارف را گریه بود گفت: گریه او چندان بود که در راه باشد چون به حقایق قرب رسید و طعم وصال بچشید گریه زایل شود.

    #
  3. 38

    و گفت: عیش زاهد خوش نبود که بخود مشغول بود.

    #
  4. 39

    و گفت: خلق عظیم آن بود که او را هیچ همت نبود جز خدای.

    انتخاب‌شده
  5. 40

    و گفت: توکل اضطرابی است بی سکون و سکونی بی اضطراب یعنی صاحب توکل باید که چنان مضطرب شود درنایافت که سکونش نبود هرگز یا چنان سکونش بود در قرب یافت که هرگزش حرکت نبود.

    #
  6. 41

    و گفت: هرکه تحکم نتواند کرد در آنچه میان او و خدای است بتقوی و مراقبت به کشف ومشاهده نتواند رسید.

    #
  7. 42

    و گفت: غره مشوید به صفای عبودیت که منقطع است از نفس و ساکن است با خدای.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 39 از «ذکر ابوسعید خراز قدس الله روحه العزیز» است.