نثر · شماره 42
و گفت: غره مشوید به صفای عبودیت که منقطع است از نفس و ساکن است با خدای.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 39
و گفت: خلق عظیم آن بود که او را هیچ همت نبود جز خدای.
# - 40
و گفت: توکل اضطرابی است بی سکون و سکونی بی اضطراب یعنی صاحب توکل باید که چنان مضطرب شود درنایافت که سکونش نبود هرگز یا چنان سکونش بود در قرب یافت که هرگزش حرکت نبود.
# - 41
و گفت: هرکه تحکم نتواند کرد در آنچه میان او و خدای است بتقوی و مراقبت به کشف ومشاهده نتواند رسید.
# - 42
و گفت: غره مشوید به صفای عبودیت که منقطع است از نفس و ساکن است با خدای.
انتخابشده - 43
گفتند چون است که حق توانگران به درویشان نمی رسد گفت: سه چیز را یکی از آنکه آنچه ایشان دارند حلال نباشد دوم آن که بر آن موافق نباشد سوم آنکه درویشان بلااختیار کرده اند رحمهالله علیه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 42 از «ذکر ابوسعید خراز قدس الله روحه العزیز» است.