کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 17

و گفت: عزیزترین نشستن فقرا آن بود که با فقرا نشینند پس چون بینی که فقیر جدا گردد از فقیر به یقین دان که از علتی خالی نیست.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    و گفت: تصوف حسن خلق است.

    #
  2. 15

    و گفت: تصوف حالی است که گرداند صاحب آنرا از گفت: و گوی و می برد تا به خدای ذوالمنن و از آنجا بیرون گراند تا خدای بماند و او نیست شود.

    #
  3. 16

    و گفت: این مذهبی است همه جد بهزل آمیخته مگردانید.

    #
  4. 17

    و گفت: عزیزترین نشستن فقرا آن بود که با فقرا نشینند پس چون بینی که فقیر جدا گردد از فقیر به یقین دان که از علتی خالی نیست.

    انتخاب‌شده
  5. 18

    نقلست که بعضی از اصحاب ازو وصیت خواستند گفت: پیش کسی روید که شما را به از من بود و مرا به کسی بگذارید که به از شما باشد رحمهالله علیه.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «ذکر ابومحمد مرتعش قدس الله روحه العزیز» است.