نثر · شماره 8
و گفت: توحید آن بود که بدانی او آن مانند هیچ ذاتی نیست.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 5
پرسیدند که مروت چیست گفت: دست داشتن از آنچه بر تو حرام است تا مروتی باشد که باکرام الکاتبین کرده باشی و پرسیدند تصوف چیست گفت: تصوف اسمی و حقیقت پدیدنه و بیش از این حقیقت بود بی اسم.
# - 6
پرسیدند از تصوف گفت: کوتاهی امل است و مداومت بر عمل.
# - 7
پرسیدند از فتوت گفت: مراعات نیکو کردن و بر موافقت دایم بودن و از نفس خویش به ظاهر چیزی نادیدن که مخالف آن بود باطن تو.
# - 8
و گفت: توحید آن بود که بدانی او آن مانند هیچ ذاتی نیست.
انتخابشده - 9
و گفت: اخلاص آنست که کرام الکاتبین نتواند نوشت و شیطان آنرا تباه نتواند کرد و آدمی بر وی مطلع نتواند شد.
# - 10
و گفت: اول ایمان به آخر آن پیوسته است.
# - 11
وگفتند ایمان و توکل چیست گفت: آنکه نان از پیش خود خوری و لقمه خرد خائی به آرام دل و بدانی که آنچه تراست از تو فوت نشود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 8 از «ذکر ابوالحسن بوشنجی قدس الله روحه العزیز» است.