نثر · شماره 26
و گفت: هر که بسنده کند از علم به سخن بی زهد در زندقه افتد و هر که بسنده کند به نفقه بی ورع در فسق گرفتار شود و هر کۀ باوصاف عبودیت جاهل بود باوصاف ربوبیت جاهل تر بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 23
و گفت: اصل مسلمانی دو چیز است یکی دیدمنت و دوم خوف قطیعت.
# - 24
و گفت: بر هیچ گم کردۀ آن غم نباید خورد که بر گم کردۀ نیت که هیچ کار خیر بی نیت درست نیاید.
# - 25
و گفت: هر کرا همت اودینی گردد همه کارها دنیائی او دینی گردد و هر کرا همت او دنیائی گردد همه کارها دینی او بشومی همت وی دنیائی گردد.
# - 26
و گفت: هر که بسنده کند از علم به سخن بی زهد در زندقه افتد و هر که بسنده کند به نفقه بی ورع در فسق گرفتار شود و هر کۀ باوصاف عبودیت جاهل بود باوصاف ربوبیت جاهل تر بود.
انتخابشده - 27
و گفت: تو می خواهی که با بقای نفس خود حق را بشناسی ونفس تو خود را نمی شناسد و نمی تواند شناخت چگونه حق را تواند شناخت.
# - 28
و گفت: بدترین خصال مرد دوستی کبراست و اختیار در کارها زیرا که کبر از کسی لایق بود که ذات او بی عیب بود و اختیار از کسی درست بود که علم او بی جهل بود.
# - 29
و گفت: صد شیر گرسنه رمۀ گوسفند چندان تباهی نکند که یک ساعت شیطان کند و صد شیطان آن تباهی نکند که یک ساعت نفس آدمی کند باوی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 26 از «ذکر محمدبن علی الترمدی قدس الله روحه العزیز» است.