نثر · شماره 29
و گفت: صد شیر گرسنه رمۀ گوسفند چندان تباهی نکند که یک ساعت شیطان کند و صد شیطان آن تباهی نکند که یک ساعت نفس آدمی کند باوی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 26
و گفت: هر که بسنده کند از علم به سخن بی زهد در زندقه افتد و هر که بسنده کند به نفقه بی ورع در فسق گرفتار شود و هر کۀ باوصاف عبودیت جاهل بود باوصاف ربوبیت جاهل تر بود.
# - 27
و گفت: تو می خواهی که با بقای نفس خود حق را بشناسی ونفس تو خود را نمی شناسد و نمی تواند شناخت چگونه حق را تواند شناخت.
# - 28
و گفت: بدترین خصال مرد دوستی کبراست و اختیار در کارها زیرا که کبر از کسی لایق بود که ذات او بی عیب بود و اختیار از کسی درست بود که علم او بی جهل بود.
# - 29
و گفت: صد شیر گرسنه رمۀ گوسفند چندان تباهی نکند که یک ساعت شیطان کند و صد شیطان آن تباهی نکند که یک ساعت نفس آدمی کند باوی.
انتخابشده - 30
و گفت: بسنده است مرد را این عیب که شاد می کند او را آنچه زیان کار اوست.
# - 31
و گفت: حق تعالی ضمان رزق بندگان کرده است بندگان راضیان توکل باید کرد.
# - 32
و گفت: مراقبت آنرا باید کرد که هیچ نظر او ازتو غایب نیست و شکر کسی را باید کرد که نعمت او از تو منقطع نیست و خضوع کسی را باید کرد که قدم از ملک و سلطنت او هرگز بیرون نتوان نهاد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 29 از «ذکر محمدبن علی الترمدی قدس الله روحه العزیز» است.