کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 30

و گفت: بسنده است مرد را این عیب که شاد می کند او را آنچه زیان کار اوست.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 27

    و گفت: تو می خواهی که با بقای نفس خود حق را بشناسی ونفس تو خود را نمی شناسد و نمی تواند شناخت چگونه حق را تواند شناخت.

    #
  2. 28

    و گفت: بدترین خصال مرد دوستی کبراست و اختیار در کارها زیرا که کبر از کسی لایق بود که ذات او بی عیب بود و اختیار از کسی درست بود که علم او بی جهل بود.

    #
  3. 29

    و گفت: صد شیر گرسنه رمۀ گوسفند چندان تباهی نکند که یک ساعت شیطان کند و صد شیطان آن تباهی نکند که یک ساعت نفس آدمی کند باوی.

    #
  4. 30

    و گفت: بسنده است مرد را این عیب که شاد می کند او را آنچه زیان کار اوست.

    انتخاب‌شده
  5. 31

    و گفت: حق تعالی ضمان رزق بندگان کرده است بندگان راضیان توکل باید کرد.

    #
  6. 32

    و گفت: مراقبت آنرا باید کرد که هیچ نظر او ازتو غایب نیست و شکر کسی را باید کرد که نعمت او از تو منقطع نیست و خضوع کسی را باید کرد که قدم از ملک و سلطنت او هرگز بیرون نتوان نهاد.

    #
  7. 33

    وگفت: جوانمردی آن بود که راه گذری ومقیم پیش تویکسان بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 30 از «ذکر محمدبن علی الترمدی قدس الله روحه العزیز» است.