کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 15

وگفت: توکل آن بود که در شهر کسی را داند اولیتر بخوردن ازخود نخورد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    و گفت: معرفت عبارتست از دیدن اشیاء و هلاک همه در معنی.

    #
  2. 13

    وگفت: چون بنده به مقام معرفت رسد غیب بر او وحی فرستد و سر او گنگ گرداند تا هیچ خاطر نیاید او را مکر خاطر حق.

    #
  3. 14

    و گفت: خلق عظیم آن بود که جفاء خلق در تو اثر نکند پس از آنکه حق را شناخته باشی.

    #
  4. 15

    وگفت: توکل آن بود که در شهر کسی را داند اولیتر بخوردن ازخود نخورد.

    انتخاب‌شده
  5. 16

    و گفت: اخلاص تصفیۀ عمل است از شوایب کدورت.

    #
  6. 17

    و گفت: زبان گویا هلاک دلهاء خموش است.

    #
  7. 18

    وگفت: گفتگوی در علل بسته است و افعال در شرک و حق خالی است از این جمله و مستغنی است قال الله تعالی و ما یومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز» است.