مصرع نخستِ میانی · شماره 35
شعر
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 32
نقلست که درویشی در آن میان ازو پرسید که عشق چیست گفت: امروز بینی و فردا بینی پس فردا بینی آن روزش بکشتند و دیگر روزش بسوختند و سوم روزش به باد بردادند یعنی عشق اینست.
# - 33
خادم او در آن حال وصیتی خواست گفت: نفس را به چیزی مشغول دار که کردنی بود و اگر نه او ترا به چیزی مشغول دارد که ناکردنی بود که در این حال با خود بودن کار اولیاست پسرش گفت: مرا وصیتی کن گفت: چون جهانیان در اعمال کوشند تو درچیزی کوش که ذرۀ از آن به از مدار اعمال جن و انس بود وآن نیست الاعلم حقیقت.
# - 34
پس در راه که می رفت می خرامید دست اندازان وعیاروار می رفت با سیزده بند گران گفتند این خرامید چیست گفت: زیرا که بنحرگاه می روم ونعره می زد و می گفت:
# - 35
شعر
انتخابشده - 36
ندیمی غیر منسوب الی شیء من الحیف
# - 37
سقانی مثل ما یشرب کفعل الضیف بالضیف
# - 38
فلما دارت الکاس دعا بالنطع و السیف
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 35 از «ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز» است.