کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 37

سقانی مثل ما یشرب کفعل الضیف بالضیف

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 34

    پس در راه که می رفت می خرامید دست اندازان وعیاروار می رفت با سیزده بند گران گفتند این خرامید چیست گفت: زیرا که بنحرگاه می روم ونعره می زد و می گفت:

    #
  2. 35

    شعر

    #
  3. 36

    ندیمی غیر منسوب الی شیء من الحیف

    #
  4. 37

    سقانی مثل ما یشرب کفعل الضیف بالضیف

    انتخاب‌شده
  5. 38

    فلما دارت الکاس دعا بالنطع و السیف

    #
  6. 39

    کذا من یشرب الراح مع التنین بالصیف

    #
  7. 40

    گفت: حریف من منسوب نیست بحیف بداد شرابی چنانکه مهمانی مهمانی را دهد چون دوری چند بگذشت شمشیر ونطع خواست چنین باشد سزای کسی که با اژدها در تموز خمر کهنه خورد چون بزیردارش بردند به باب الطاق قبله برزد و پای بر نردبان نهاد گفتند حال چیست گفت: معراج مردان سردار است پس میزری در میان داشت و طیلسانی بر دوش دست برآورد و روی به قبلۀ مناجات کرد و گفت: آنچه اوداند کس نداند پس بر سر دار شد جماعت مریدان گفتند چه گوئی در ما که مریدانیم و اینها که منکرند و ترا به سنگ خواهند زد گفت: ایشان را دو ثواب است و شما را یکی از آنکه شما را بمن حسن ظنی بیش نیست و ایشان از قوت توحید به صلابت شریعت می جنبند و توحید در شرع اصل بود و حسن ظن فرع.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 37 از «ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز» است.