کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 30

و گفتی دستی فارغ و دل ساکن و هر جا که خواهی می شود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 27

    و گفت: وقتی طلب معاش خود از حلال می کردم دام در دریا انداختم ماهی بگرفتم هاتفی آواز داد که ایشان را از ذکر ما بازمی داری معاش دیگر نمی یابی ایشان از ذکر ما برگشته بودند که تو ایشان را همی کشتی گفت: دام بینداختم ودست از کار نیز بداشتم.

    #
  2. 28

    نقلست که گفت: مرا از خدای عمر ابدی می باید در دنیا تا همه خلق در نعمت بهشت مشغول شوند و حق را فراموش کنند و من در بلاء دنیا بحفظ آداب شریعت قیام می نمایم وحق را یاد می کنم.

    #
  3. 29

    و گفت: هیچ چیز نبود که در چشم من صعب نمود الابا او راه گرفتم.

    #
  4. 30

    و گفتی دستی فارغ و دل ساکن و هر جا که خواهی می شود.

    انتخاب‌شده
  5. 31

    و گفت: هر که حق را بشناسد بوفاء عهد لازم بود آن شناخت را که آرام گیرد با خداء تعالی و اعتماد کند بروی.

    #
  6. 32

    و گفت: عالمی بسیار روایت نیست عالم آنست که متابعت علم کند وبدان کار کند و اقتدا به سنتها کند و اگر چه علم او اندک بود.

    #
  7. 33

    وگفت: علم به جملگی در دوکلمه مجتمع است یکی آنکه خدای تعالی اندیشۀ آن چه از دل تو برداشته است در آن تکلف نکنی و دیگر آنچه ترا می باید کرد و بر تو فریضه است آنرا ضایع نگردانی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 30 از «ذکر ابراهیم خواص رحمهالله علیه» است.