کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 31

و گفت: هر که حق را بشناسد بوفاء عهد لازم بود آن شناخت را که آرام گیرد با خداء تعالی و اعتماد کند بروی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 28

    نقلست که گفت: مرا از خدای عمر ابدی می باید در دنیا تا همه خلق در نعمت بهشت مشغول شوند و حق را فراموش کنند و من در بلاء دنیا بحفظ آداب شریعت قیام می نمایم وحق را یاد می کنم.

    #
  2. 29

    و گفت: هیچ چیز نبود که در چشم من صعب نمود الابا او راه گرفتم.

    #
  3. 30

    و گفتی دستی فارغ و دل ساکن و هر جا که خواهی می شود.

    #
  4. 31

    و گفت: هر که حق را بشناسد بوفاء عهد لازم بود آن شناخت را که آرام گیرد با خداء تعالی و اعتماد کند بروی.

    انتخاب‌شده
  5. 32

    و گفت: عالمی بسیار روایت نیست عالم آنست که متابعت علم کند وبدان کار کند و اقتدا به سنتها کند و اگر چه علم او اندک بود.

    #
  6. 33

    وگفت: علم به جملگی در دوکلمه مجتمع است یکی آنکه خدای تعالی اندیشۀ آن چه از دل تو برداشته است در آن تکلف نکنی و دیگر آنچه ترا می باید کرد و بر تو فریضه است آنرا ضایع نگردانی.

    #
  7. 34

    وگفت: هر که اشارت کند به خدای و سکونت گیرد با غیر حق تعالی او را مبتلا گرداند و اگر از آن با خدا گردد هر بلا که دارد ازو دور کند و اگر با غیر او سکونت اودایم شود حق تعالی رحمت از دل خلق ببرد و لباس طمع درو بپوشد تا پیوسته خلق را مطالبت می کند و خلق را برو رحمت و شفقت نبود تا کارش به جائی رسد که حیوه او به سختی و ناکامی بود و مرگ او بدشواری و حیرت و رنج و بلا و آخرت او پشیمانی و تاسف.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 31 از «ذکر ابراهیم خواص رحمهالله علیه» است.