نثر · شماره 22
و گفت: خویشتن را چنان دانم و چنان بینم که جهودان را.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 19
و گفت: تکیه گاه من عجز است.
# - 20
و گفت: عصاکش من نیاز است.
# - 21
و گفت: کاشکی گلخن تابی بودمی تا مرا نشناختندی.
# - 22
و گفت: خویشتن را چنان دانم و چنان بینم که جهودان را.
انتخابشده - 23
و گفت: اگر درکارکان پای پیچی و دریافته باشند آن جرم شبلی بود.
# - 24
و گفت: من به چهار بلا مبتلا شده ام و آن چهار دشمنست نفس و دنیا و شیطان و هوا.
# - 25
و گفت: مرا سه مصیبت افتاده است هر یک از دیگر صعب تر گفتند کدامست گفت: آنکه حق ازدلم برفت گفتند ازین سخت تر چه بود گفت: آنکه باطل بجای حق بنشست گفتند سیم چه بود گفت: آنکه مرا درد این نگرفته است که علاج و درمان آن کنم و چنین فارغ نباشم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 22 از «ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمهالله علیه» است.