نثر · شماره 21
و گفت: کاشکی گلخن تابی بودمی تا مرا نشناختندی.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 18
و گفت: هفتاد سالست تا دربند آنم که نفسی خدای را بدانم.
# - 19
و گفت: تکیه گاه من عجز است.
# - 20
و گفت: عصاکش من نیاز است.
# - 21
و گفت: کاشکی گلخن تابی بودمی تا مرا نشناختندی.
انتخابشده - 22
و گفت: خویشتن را چنان دانم و چنان بینم که جهودان را.
# - 23
و گفت: اگر درکارکان پای پیچی و دریافته باشند آن جرم شبلی بود.
# - 24
و گفت: من به چهار بلا مبتلا شده ام و آن چهار دشمنست نفس و دنیا و شیطان و هوا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 21 از «ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمهالله علیه» است.