کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 5

و گفت: هر کسی از وی آزادی طلبند و من ازو بندگی که بندۀ او در بند او به سلامت بود و آزاد در معرض هلاکت.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    نقلست که شیخ ابوسعید را گفت: اگر ترا پرسند که خدای تعالی شناسی مگو که شناسم که آن شرکست و مگو که نشناسم که آن کفر است و لیکن چنین گوی که عرفناالله ذاته بفضله یعنی خدای تعالی ما را آشنای ذات خود گرداناد بفضل خویش.

    #
  2. 3

    و گفت: اگر خواهد و اگر نه با خدای خوی می باید و اگرنه در رنج باشد.

    #
  3. 4

    وگفت: اگر با تو خیر خواهد علم را در جوارح تونگاه دارد و اندامهای تو یک بیک از تو بستاند و با خویشتن گیرد و نیستی تو بتو نماید تا به نیستی تو هستی او آشکارا شود به صفات خویش در خلق نگری خلق را چون گوی بینی در میدان قدرت پس گردانیدن گوی را خداوند گوی را بود.

    #
  4. 5

    و گفت: هر کسی از وی آزادی طلبند و من ازو بندگی که بندۀ او در بند او به سلامت بود و آزاد در معرض هلاکت.

    انتخاب‌شده
  5. 6

    و گفت: فرق میان من و شما یک چیز بیش نیست و آن آنست که شما فراماگوئید و مافرا او گوئیم شما از ما شنوید و ما ازو شنویم و شما ما را بینید و ما او را بینیم والا ما نیز چون شما مردمیم.

    #
  6. 7

    و گفت: پیران آینه تواند چنان بینی ایشان را که توئی.

    #
  7. 8

    و گفت: مریدی اگر بیک خدمت درویش قیام نماید آن وی را بهتر بود از صدرکعت نماز افزونی و اگر یک لقمه از طعام کم خورد وی را بهتر از آنکه همه شب نماز کند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.