کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

و گفت: پیران آینه تواند چنان بینی ایشان را که توئی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    وگفت: اگر با تو خیر خواهد علم را در جوارح تونگاه دارد و اندامهای تو یک بیک از تو بستاند و با خویشتن گیرد و نیستی تو بتو نماید تا به نیستی تو هستی او آشکارا شود به صفات خویش در خلق نگری خلق را چون گوی بینی در میدان قدرت پس گردانیدن گوی را خداوند گوی را بود.

    #
  2. 5

    و گفت: هر کسی از وی آزادی طلبند و من ازو بندگی که بندۀ او در بند او به سلامت بود و آزاد در معرض هلاکت.

    #
  3. 6

    و گفت: فرق میان من و شما یک چیز بیش نیست و آن آنست که شما فراماگوئید و مافرا او گوئیم شما از ما شنوید و ما ازو شنویم و شما ما را بینید و ما او را بینیم والا ما نیز چون شما مردمیم.

    #
  4. 7

    و گفت: پیران آینه تواند چنان بینی ایشان را که توئی.

    انتخاب‌شده
  5. 8

    و گفت: مریدی اگر بیک خدمت درویش قیام نماید آن وی را بهتر بود از صدرکعت نماز افزونی و اگر یک لقمه از طعام کم خورد وی را بهتر از آنکه همه شب نماز کند.

    #
  6. 9

    و گفت: بسیار چیزها رادوست داریم که یک ذره آنجا نباشیم.

    #
  7. 10

    و گفت: صوفیان می آمدندی هر کسی به چیزی و به جائی بایستی و مرا پای نبایستی و هر کسی را منی بایستی و مرا من نبایستی مرا بایستی که من باشم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.