نثر · شماره 26
و گفت: شب و روز و چهار ساعت است هیچ ساعتی نیست تا او را برتو آمدنی نیست.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 23
و گفت: دعوت صد و بیست و اند هزار پیغامبر علیه السلام همه حقست لیکن صفت خلق است چون حقیقت نشان کند نه حق ماند ونه باطل.
# - 24
و گفت من و تو بود اشارت باشد و عبارت وچون من و تو برخاست نه اشارت ماند و نه عبارت.
# - 25
و گفت: اگر ترا ازو آگهی بودی نیارستی گفت: که ازو آگهی است.
# - 26
و گفت: شب و روز و چهار ساعت است هیچ ساعتی نیست تا او را برتو آمدنی نیست.
انتخابشده - 27
و گفت: امر خویش برتو نگاه دارددست بردۀ واگر ندارد آدم باید با همه فرزندانش تا با تو بگریند.
# - 28
و گفت: اگر کسی بودی که خدای را طلب کردی جز خدای خدای دو بودی.
# - 29
و گفت: خدای را خدا جوید خدای یابد خدای را خدای داند و گفت: اگر خدای یک ذره بعرش نزدیکتر بودی از آنکه بثری خدای را نشایستی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 26 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.