نثر · شماره 27
و گفت: امر خویش برتو نگاه دارددست بردۀ واگر ندارد آدم باید با همه فرزندانش تا با تو بگریند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 24
و گفت من و تو بود اشارت باشد و عبارت وچون من و تو برخاست نه اشارت ماند و نه عبارت.
# - 25
و گفت: اگر ترا ازو آگهی بودی نیارستی گفت: که ازو آگهی است.
# - 26
و گفت: شب و روز و چهار ساعت است هیچ ساعتی نیست تا او را برتو آمدنی نیست.
# - 27
و گفت: امر خویش برتو نگاه دارددست بردۀ واگر ندارد آدم باید با همه فرزندانش تا با تو بگریند.
انتخابشده - 28
و گفت: اگر کسی بودی که خدای را طلب کردی جز خدای خدای دو بودی.
# - 29
و گفت: خدای را خدا جوید خدای یابد خدای را خدای داند و گفت: اگر خدای یک ذره بعرش نزدیکتر بودی از آنکه بثری خدای را نشایستی.
# - 30
و گفت: من با اهل سعادت برسول صحبت کنم و با اهل شقاوت به خدا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 27 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.