کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 44

نقلست که یک روز در خلوت بود موذن گفت: قدقامت الصلوه گفت: چون سخت است از صدر و از درگاه می باید آمد برخاست و عزم نماز کرد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 41

    و گفت: اهل بهشت به بهشت فرود آیند و اهل دوزخ به دوزخ پس جای جوانمردان کجا بود که او را جای نبود نه در دنیا و نه در آخرت.

    #
  2. 42

    نقلست که یکی قیامت بخواب دید و شیخ را طلب می کرد در جمله عرصات شیخ را هیچ جای نیافت دیگر روز بیامد وشیخ را آن خواب بگفت: شیخ گفت: آنگاه چنین خوابت را رایگان نگویند چون ما نبودیم اصلا ما را چون بازنتوان یافت واعوذبالله از آن که ما را فردابازتوان یافت.

    #
  3. 43

    نقلست که یکی به نزدیک او آمد و گفت: یا شیخ می خواهم که به حج روم گفت: مادر و پدر داری گفت: دارم گفت: برو رضای ایشان نگاهدار برفت و بار دیگر بازآمد وگفت: اندیشه حج سخت شد گفت: دوست پدر قدم درین راه بصدق بنهادۀ اگر بصدق نهاده بودیش نامه از کوفه باز رسیدی.

    #
  4. 44

    نقلست که یک روز در خلوت بود موذن گفت: قدقامت الصلوه گفت: چون سخت است از صدر و از درگاه می باید آمد برخاست و عزم نماز کرد.

    انتخاب‌شده
  5. 45

    نقلست که کسی از او پرسید که شیخا کرامت تو چیست گفت: من کرامات نمی دانم اما آن می دانم که در ابتدا هر روز گوسفندی بکشتمی و تا شب برسر نهاده می گردانیدمی در جمله شهر تا تسوی سود کردمی یا نه امروز چنان می بینم که مردان عالم برمی خیزند و از مشرق تا به مغرب به زیارت ما پای افزار درپا می کنند چه کرامت خواهید زیادت ازین. رحمهالله علیه و الله اعلم بالصواب.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 44 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.