کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 47

و گفت: هر شب آرام نگیرم نماز شام تا حساب خویش با خدای بازنکنم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 44

    و گفت: آنگاه نیز که من از شما بشده باشم و در پس کوه قاف یکی را از پسران من ملک الموت آمده باشد و جان می گیرد و باوی سخنی می کند من دست ازگور برکنم و لطف خدای بر لب و دندان او بریزم.

    #
  2. 45

    و گفت: چیزی که از آن خدای در من همی کردند من نیز روی به خدای باز کردم و گفتم الهی اگر مرا چیزی دهی که از گاه آدم تا به قیامت بر لب هیچ کس از تو نگشته بود کومن بازماندۀ هیچکس نتوانم خورد.

    #
  3. 46

    وگفت: هر نیکوئی که ازعهد آدم علیه السلام تا این ساعت و ازین ساعت تا به قیامت با پیری کرد تنها با پیر شما کرد و هر نیکوئی که با پیران و مریدان کرد تنها با شما کرد.

    #
  4. 47

    و گفت: هر شب آرام نگیرم نماز شام تا حساب خویش با خدای بازنکنم.

    انتخاب‌شده
  5. 48

    و گفت: کارخویش را باخلاص ندیدم تا آفریدۀ تنهائی خویشتن را ندیدم.

    #
  6. 49

    و گفت: اگر خدای عزوجل روز قیامت که همه خلق را که در زمان من هستند به من بخشد از آنجا که آفتاب برآید تا آنجا که آفتاب فرو شود بدین چشم گه در پیش دارم بازننگرم و از بزرگ همتی که به درگاه خداوند دارم.

    #
  7. 50

    و گفت: عرش خدا بر پشت ما ایستاده بود ای جوانمردان نیرو کنید و مرد آسا باشید که بارگرانست.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 47 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.