نثر · شماره 189
و گفت: الهی اگر اندامم درد کند شفاتو دهی چون توم درد کنی شفا که دهد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 186
و گفت: الهی اگر میان من و تو بودی چنین نبودی کسی بایستی که زندگانیش بخدای بودی تا من صفت تو با ابو بکردمی که این خلق زنده نه اند.
# - 187
و گفت: اگر این رسولان و بهشت ودوزخ نبودی من هم ازین بودمی که امروز هستم از دوستی تو و از فرمانبرداری تو از بهر تو.
# - 188
و گفت: چون مرا یاد کنی جان من فدای تو باد و چون دل من ترا یاد کند نفس من فدای دل من باد.
# - 189
و گفت: الهی اگر اندامم درد کند شفاتو دهی چون توم درد کنی شفا که دهد.
انتخابشده - 190
و گفت: الهی مرا تو آفریدی برای خویش آفریدی از مادر برای تو زادم مرا به صید هیچ آفریده مکن.
# - 191
و گفت: از بندگان تو بعضی نماز و روزه دوست دارند و بعضی حج و غزا و بعضی علم و سجاده مرا از آن باز کن که زندگانیم و دوستیم جز از برای تونبود.
# - 192
و گفت: الهی اگر تنی بودی و دلی بودی از نور هم ترا نشایستی فکیف تنی ودلی چنین آشفتگی ترا شاید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 189 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.