کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 245

و گفت: بنده چنان بهتر بود که از خداوند خویش نه به زندگانی واشود نه به مرگ.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 242

    و گفت: مردان از آنجا که باشند سخن نگویند بستر بازآیند تا شنونده سخن فهم کند.

    #
  2. 243

    و گفت: همه کس نازد بدانچه داند تا بداند که هیچ نداند چون بدانست که هیچ ندانست شرم دارد از دانش خود تاآنگاه که معرفتش به کمال باشد.

    #
  3. 244

    و گفت: خداوند را بتهمت نباید دانست و بپنداشت نباید دانست که گوئی دانیش و ندانیش خدای را چنان باید دانست که هرچه می دانیش گوئی کاشکی بهتر دانستمی.

    #
  4. 245

    و گفت: بنده چنان بهتر بود که از خداوند خویش نه به زندگانی واشود نه به مرگ.

    انتخاب‌شده
  5. 246

    وگفت: چون خدای تعالی را بسوی خویش راه نماید و سفر و اقامت این بنده دریگانگی او بود و سفر و اقامت او بسر بود.

    #
  6. 247

    و گفت: دل که بیمار حق بود خوش بود زیرا که شفاش جز حق هیچ نبود.

    #
  7. 248

    و گفت: هرکه با خدای تعالی زندگانی کند دیدنیها همه دیده بود و شنیدنیها همه شنیده و کردنیها کرده و دانستنی دانسته.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 245 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.