نثر · شماره 319
و گفت: تا نباشید همه شما باشید خدا می گوید اینهمه خلق من آفریده ام ولیکن صوفی نیافریده ام یعنی معدوم آفریده نبود یک معنی آنست که صوفی از عالم امرست نه ازعالم خلق.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 316
و گفت: این خلق بامداد و شبانگاه درآیند می گویند می جوییم ولیکن جوینده آنست که او راجوید.
# - 317
و گفت: مهری بر زبان برنه تا نگویی جز از آن خدا و مهری بر دل نه تا نیندیشی جز از خدا و همچنین مهری بر معامله و لب دندان نه تا نورزی کار جز باخلاص و نخوری جز حلال.
# - 318
و گفت: چون دانشمندان گویند من تو نیمن باشی و چون نیمن تو چهار یک باش.
# - 319
و گفت: تا نباشید همه شما باشید خدا می گوید اینهمه خلق من آفریده ام ولیکن صوفی نیافریده ام یعنی معدوم آفریده نبود یک معنی آنست که صوفی از عالم امرست نه ازعالم خلق.
انتخابشده - 320
و گفت: صوفی تنیست مرده ودلیست نبوده و جانیست سوخته.
# - 321
و گفت: یک نفس با خدا زدن بهتر از همه آسمان و زمین.
# - 322
وگفت: هرچه برای خدا کنی اخلاصست و هرچه برای خلق کنی ریا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 319 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.