نثر · شماره 363
وگفت: ذکرالله ازمیان جان صلوات بر محمد از بن گوش.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 360
وگفت: هر که خوشی سخن خدای ناچشیده ازین جهان بیرون شود او را چیزی نرسیده باشد.
# - 361
و گفت: تاخداوند به مدارنبود با خلق به مدار بود با مصطفی خردمندان با خدا ناپاک اند زیرا که او بی باکست و کسی که او بی باک بود بی باکانرا دوست دارد.
# - 362
و گفت: این راه راه ناپاکانست و راه دیوانگان و مستان با خدا مستی و دیوانگی و ناپاکی سود دارد.
# - 363
وگفت: ذکرالله ازمیان جان صلوات بر محمد از بن گوش.
انتخابشده - 364
و گفت: ازین جهان بیرون نشوی تا سه حال بر خویشتن نبینی اول باید که در محبت او آب از چشم خویش بینی دیگر از هیبت او بول خویش بینی دیگر باید که در بیداری استخوانت بگدازد و باریک شود.
# - 365
وگفت: چنان یاد کنید که دیگر بار نباید کرد یعنی فراموش مکن تا یادت نباید آورد.
# - 366
وگفت: غایب تو باشی و او باشد دیگر آنست که تو نباشی همه او بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 363 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.