نثر · شماره 364
و گفت: ازین جهان بیرون نشوی تا سه حال بر خویشتن نبینی اول باید که در محبت او آب از چشم خویش بینی دیگر از هیبت او بول خویش بینی دیگر باید که در بیداری استخوانت بگدازد و باریک شود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 361
و گفت: تاخداوند به مدارنبود با خلق به مدار بود با مصطفی خردمندان با خدا ناپاک اند زیرا که او بی باکست و کسی که او بی باک بود بی باکانرا دوست دارد.
# - 362
و گفت: این راه راه ناپاکانست و راه دیوانگان و مستان با خدا مستی و دیوانگی و ناپاکی سود دارد.
# - 363
وگفت: ذکرالله ازمیان جان صلوات بر محمد از بن گوش.
# - 364
و گفت: ازین جهان بیرون نشوی تا سه حال بر خویشتن نبینی اول باید که در محبت او آب از چشم خویش بینی دیگر از هیبت او بول خویش بینی دیگر باید که در بیداری استخوانت بگدازد و باریک شود.
انتخابشده - 365
وگفت: چنان یاد کنید که دیگر بار نباید کرد یعنی فراموش مکن تا یادت نباید آورد.
# - 366
وگفت: غایب تو باشی و او باشد دیگر آنست که تو نباشی همه او بود.
# - 367
و گفت: سخن مگویید تا شنوندۀ سخن خدا را نبیند و سخن مشنوید تا گویندۀ سخن خداوند را نبیند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 364 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.