کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 412

و گفت: کار کننده بسیارست و لکن برنده نیست و برنده بسیار است سپارنده نیست و آن یکی بود که کند و برد و سپارد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 409

    وگفت: مرا نه تن است ونه دل و نه زبان پس ماوی این هر سه مرا خداست.

    #
  2. 410

    و گفت: مرا نه دنیا و نه آخرتی ماوی این هر دو مرا خداست.

    #
  3. 411

    و گفت: بس خوش بود ولکن بیمار که از آسمان و زمین گرد آیند تا او را شفا دهندبهتر نشود.

    #
  4. 412

    و گفت: کار کننده بسیارست و لکن برنده نیست و برنده بسیار است سپارنده نیست و آن یکی بود که کند و برد و سپارد.

    انتخاب‌شده
  5. 413

    و گفت: عشق بهره ایست از آن دریا که خلق را در آن گذر نیست آتشیست که جان را در او گذر نیست آورد بردیست که بنده را خبر نیست در آن و آنچه بدین دریاها نهند باز نشود مگر دو چیز یکی اندوه و یکی نیاز.

    #
  6. 414

    و گفت: برخندند قرایان و گویند که خدای را به دلیل شاید دانستن بلکه خدای را به خدا شاید دانست به مخلوق چون دانی .

    #
  7. 415

    و گفت: هر که عاشق شد خدای را به خدا شاید دانست به مخلوق چون دانی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 412 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.