نثر · شماره 10
وگفت: چنان باید که حرکات و سکنات مرد خدای را بود یا به ضرورتی بود که در آن مضطر بود و هر حرکت وسکون که غیر این بود که گفتیم آن هیچ نبود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
و گفت: راه بعدد خلق است و گفت: طریق خدای راست و بدو طریق نیست.
# - 8
وگفت: مجالست خدا بسیار کن و با خلق اندک.
# - 9
وگفت: بهترین خلق آن قومند که خیر درغیر نبینند و دانند که راه به خدای بسیارست بجز از آن راه که خاص این کسست و اما چنان باید که تقصیر نفس را داند در آنچه او در آن است.
# - 10
وگفت: چنان باید که حرکات و سکنات مرد خدای را بود یا به ضرورتی بود که در آن مضطر بود و هر حرکت وسکون که غیر این بود که گفتیم آن هیچ نبود.
انتخابشده - 11
و گفت: عاقل آنست که سخن بر قدر حاجت گوید و هرچه افزون است دست از آن بدارد.
# - 12
و گفت: هرکه را خاموشی و طرنیست او در فضولست و اگرچه ساکنست.
# - 13
و گفت: علامت مرید آنست که او را از غیر جنس خویش نفرت بود و طلب جنس کند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «ذکر ابوبکر صیدلانی رحمهالله علیه» است.