نثر · شماره 7
و گفت: راه بعدد خلق است و گفت: طریق خدای راست و بدو طریق نیست.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
و گفت: علم تو را بریده کند از جهل پس جهد در آن کن که تا ترا بریده نگرداند ا زخدای تعالی.
# - 5
وگفت: وصل بی فصل است که چون فصل آمد وصل نماند.
# - 6
و گفت: هر که صدق نگاه بدارد میان خویش و خدای صدق او رامشغول گرداند از آنکه او را فراغت خلق بود.
# - 7
و گفت: راه بعدد خلق است و گفت: طریق خدای راست و بدو طریق نیست.
انتخابشده - 8
وگفت: مجالست خدا بسیار کن و با خلق اندک.
# - 9
وگفت: بهترین خلق آن قومند که خیر درغیر نبینند و دانند که راه به خدای بسیارست بجز از آن راه که خاص این کسست و اما چنان باید که تقصیر نفس را داند در آنچه او در آن است.
# - 10
وگفت: چنان باید که حرکات و سکنات مرد خدای را بود یا به ضرورتی بود که در آن مضطر بود و هر حرکت وسکون که غیر این بود که گفتیم آن هیچ نبود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «ذکر ابوبکر صیدلانی رحمهالله علیه» است.