کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 6

و گفت: هر که صدق نگاه بدارد میان خویش و خدای صدق او رامشغول گرداند از آنکه او را فراغت خلق بود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    وگفت: هر که مصاحبت کند با علم او را چاره نبود ا زمشاهده امر و نهی.

    #
  2. 4

    و گفت: علم تو را بریده کند از جهل پس جهد در آن کن که تا ترا بریده نگرداند ا زخدای تعالی.

    #
  3. 5

    وگفت: وصل بی فصل است که چون فصل آمد وصل نماند.

    #
  4. 6

    و گفت: هر که صدق نگاه بدارد میان خویش و خدای صدق او رامشغول گرداند از آنکه او را فراغت خلق بود.

    انتخاب‌شده
  5. 7

    و گفت: راه بعدد خلق است و گفت: طریق خدای راست و بدو طریق نیست.

    #
  6. 8

    وگفت: مجالست خدا بسیار کن و با خلق اندک.

    #
  7. 9

    وگفت: بهترین خلق آن قومند که خیر درغیر نبینند و دانند که راه به خدای بسیارست بجز از آن راه که خاص این کسست و اما چنان باید که تقصیر نفس را داند در آنچه او در آن است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «ذکر ابوبکر صیدلانی رحمهالله علیه» است.