نثر · شماره 5
وگفت: وصل بی فصل است که چون فصل آمد وصل نماند.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
و گفت: صحبت کنید با خدای عزوجل و اگر نتوانید با آنکس صحبت کند که با خدا صحبت کنید تا به برکت صحبت او شما را به خدای رساند و در دوجهان رستگاری باشد.
# - 3
وگفت: هر که مصاحبت کند با علم او را چاره نبود ا زمشاهده امر و نهی.
# - 4
و گفت: علم تو را بریده کند از جهل پس جهد در آن کن که تا ترا بریده نگرداند ا زخدای تعالی.
# - 5
وگفت: وصل بی فصل است که چون فصل آمد وصل نماند.
انتخابشده - 6
و گفت: هر که صدق نگاه بدارد میان خویش و خدای صدق او رامشغول گرداند از آنکه او را فراغت خلق بود.
# - 7
و گفت: راه بعدد خلق است و گفت: طریق خدای راست و بدو طریق نیست.
# - 8
وگفت: مجالست خدا بسیار کن و با خلق اندک.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «ذکر ابوبکر صیدلانی رحمهالله علیه» است.