کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 12

و گفت: هرکه را خاموشی و طرنیست او در فضولست و اگرچه ساکنست.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 9

    وگفت: بهترین خلق آن قومند که خیر درغیر نبینند و دانند که راه به خدای بسیارست بجز از آن راه که خاص این کسست و اما چنان باید که تقصیر نفس را داند در آنچه او در آن است.

    #
  2. 10

    وگفت: چنان باید که حرکات و سکنات مرد خدای را بود یا به ضرورتی بود که در آن مضطر بود و هر حرکت وسکون که غیر این بود که گفتیم آن هیچ نبود.

    #
  3. 11

    و گفت: عاقل آنست که سخن بر قدر حاجت گوید و هرچه افزون است دست از آن بدارد.

    #
  4. 12

    و گفت: هرکه را خاموشی و طرنیست او در فضولست و اگرچه ساکنست.

    انتخاب‌شده
  5. 13

    و گفت: علامت مرید آنست که او را از غیر جنس خویش نفرت بود و طلب جنس کند.

    #
  6. 14

    و گفت: زندگانی نیست مگر در مرگ نفس وحیوه دل درمرگ نفس است.

    #
  7. 15

    وگفت: ممکن نیست از نفس برون آمدن هم به نفس و لیکن امکان از نفس برون آمدن بخدایست و آن راست نشود مگر به درستی ارادت به خدا.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 12 از «ذکر ابوبکر صیدلانی رحمهالله علیه» است.