نثر · شماره 12
و گفت: هرکه را خاموشی و طرنیست او در فضولست و اگرچه ساکنست.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
وگفت: بهترین خلق آن قومند که خیر درغیر نبینند و دانند که راه به خدای بسیارست بجز از آن راه که خاص این کسست و اما چنان باید که تقصیر نفس را داند در آنچه او در آن است.
# - 10
وگفت: چنان باید که حرکات و سکنات مرد خدای را بود یا به ضرورتی بود که در آن مضطر بود و هر حرکت وسکون که غیر این بود که گفتیم آن هیچ نبود.
# - 11
و گفت: عاقل آنست که سخن بر قدر حاجت گوید و هرچه افزون است دست از آن بدارد.
# - 12
و گفت: هرکه را خاموشی و طرنیست او در فضولست و اگرچه ساکنست.
انتخابشده - 13
و گفت: علامت مرید آنست که او را از غیر جنس خویش نفرت بود و طلب جنس کند.
# - 14
و گفت: زندگانی نیست مگر در مرگ نفس وحیوه دل درمرگ نفس است.
# - 15
وگفت: ممکن نیست از نفس برون آمدن هم به نفس و لیکن امکان از نفس برون آمدن بخدایست و آن راست نشود مگر به درستی ارادت به خدا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «ذکر ابوبکر صیدلانی رحمهالله علیه» است.