کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 51

وگفت: صفت جمال و جلال مصادمت کردند از هر دو روح تولد کرد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 48

    وگفت: هرکه گوید من با قدرت منازعت کرده ام و گفت: هر که خدای را پرستد برای بهشت او مزدور نفس خویش است هر که خدای را پرستد برای خدای او از وی جاهلست یعنی خدای بی نیازست از عبادت تو پنداری که برای او کاری می کنی تو کار برای خود می کنی.

    #
  2. 49

    و گفت: دورترین مرد از خدای آن بود که خدای را بیش یاد کند یعنی من عرف الله کل لسانه او نباید که یاد کند تا بر زبان او یاد می کند ذکر حقیق آن بود که زبان او گنگ شده بود وغیب بر زبان گویا شده و ذکر او غیر او بود.

    #
  3. 50

    و گفت: از تعظیم حرمات خداوند آن بود که بازننگری به چیزی از کونین و نه به چیز از طریقهاء کونین.

    #
  4. 51

    وگفت: صفت جمال و جلال مصادمت کردند از هر دو روح تولد کرد.

    انتخاب‌شده
  5. 52

    و گفت: اگر جان کافری آشکارا شود اهل عالم او را سجده کنند پندارند که حقست از غایت حسن و لطافت.

    #
  6. 53

    و گفت: تن همه تاریک است و چراغ او همه سراست که کراسر نیست او همیشه درتاریکی است.

    #
  7. 54

    و گفت: احوال خلق قسمتی است که کرده اند و حکمتی است که پرداخته اند حیلت و حرکت را به دریافت آن مجال نیست.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 51 از «ذکر شیخ ابوبکر واسطی رحمهالله علیه» است.