کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 54

و گفت: احوال خلق قسمتی است که کرده اند و حکمتی است که پرداخته اند حیلت و حرکت را به دریافت آن مجال نیست.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 51

    وگفت: صفت جمال و جلال مصادمت کردند از هر دو روح تولد کرد.

    #
  2. 52

    و گفت: اگر جان کافری آشکارا شود اهل عالم او را سجده کنند پندارند که حقست از غایت حسن و لطافت.

    #
  3. 53

    و گفت: تن همه تاریک است و چراغ او همه سراست که کراسر نیست او همیشه درتاریکی است.

    #
  4. 54

    و گفت: احوال خلق قسمتی است که کرده اند و حکمتی است که پرداخته اند حیلت و حرکت را به دریافت آن مجال نیست.

    انتخاب‌شده
  5. 55

    و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چکنم نه بلکه دوستان در ازل دوستانند ودشمنان در ازل دشمنان.

    #
  6. 56

    و گفت: هر که خویش را از خدای بیند و جمله اشیا را از خدای بیند بی نیاز شود ازجملۀ اشیا به خدا.

    #
  7. 57

    و گفت: حیوه و بقاء دلها به خدایست بلکه غیبت از خداست به خدا یعنی تا توانی که تو به آن خدائی خیال شرک داری به خداء فناء فنا از فنا حاصل آید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 54 از «ذکر شیخ ابوبکر واسطی رحمهالله علیه» است.