نثر · شماره 59
و گفت: محبت هرگز درست نیاید تا اعراض رادر سر او اثری بود و شواهد را در دل او خطری بل صحت محبت نسیان جمله اشیا است در استغراق مشاهده محبوب و فانی شدن محب از محبوب به محبوب.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 56
و گفت: هر که خویش را از خدای بیند و جمله اشیا را از خدای بیند بی نیاز شود ازجملۀ اشیا به خدا.
# - 57
و گفت: حیوه و بقاء دلها به خدایست بلکه غیبت از خداست به خدا یعنی تا توانی که تو به آن خدائی خیال شرک داری به خداء فناء فنا از فنا حاصل آید.
# - 58
و گفت: شرک دیدن تقصیر است وعثرات نفس و ملامت کردن نفس را.
# - 59
و گفت: محبت هرگز درست نیاید تا اعراض رادر سر او اثری بود و شواهد را در دل او خطری بل صحت محبت نسیان جمله اشیا است در استغراق مشاهده محبوب و فانی شدن محب از محبوب به محبوب.
انتخابشده - 60
و گفت: در جمله صفت ها رحمت است مگر در محبت که درو هیچ رحمت نیست بکشند و از کشته دیت خواهند.
# - 61
و گفت: عبودیت آنست که اعتمادت برخیزد از حرکت و سکون خویش که هرگاه که این دو صفت از مرد ساقط شود به حق عبودیت رسید.
# - 62
و گفت: توبه قبول آنست که مقبول بوده باشد پیش از گناه.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 59 از «ذکر شیخ ابوبکر واسطی رحمهالله علیه» است.