نثر · شماره 13
و گفت: نافعتر یقینی آن بود که حق را در چشم تو عزیز گرداند و مادون حق را خورد گرداند و خوف و رجا در دل تو ثابت کند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 10
و گفت: خوف و رجا دو بال مردند مانند مرغ چون هر دو بایستد مرغ بایستد و چون یکی بنقصان آید دیگر ناقص شود و چون هر دو نماند مرد در حد شرک بود.
# - 11
و گفت: حقیقت خوف آنست که با خدای از غیر خدای نترسی.
# - 12
و گفت: محبت آن بود که خویش را جمله به محبوب خویش بخشی و ترا هیچ بازنماند از تو و پرسیدند از توحید گفت: استقامت دل است باثبات یا مفارقت تعطیل و انکار.
# - 13
و گفت: نافعتر یقینی آن بود که حق را در چشم تو عزیز گرداند و مادون حق را خورد گرداند و خوف و رجا در دل تو ثابت کند.
انتخابشده - 14
و گفت: جمع سر توحید است و تفرقه زبان توحید.
# - 15
و گفت: آنچه بر ظاهر می گرداند از نعمتها دلیل است بر آنچه در باطن می دارد از کرامتهاء بی نهایت.
# - 16
و گفت: چگونه اشیا بدو حاضر آیند و جمله بذوات فانی ازو می شوند از خویش یا چگونه ازو غایب شوند اشیا که جمله ازو و صفات او ظهور می گیرند سبحان آنکه او را نه چیزی حاضر تواند آمد و نه ازو غایب تواند شد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 13 از «ذکر شیخ علی رودباری رحمهالله علیه» است.