نثر · شماره 16
و گفت: چگونه اشیا بدو حاضر آیند و جمله بذوات فانی ازو می شوند از خویش یا چگونه ازو غایب شوند اشیا که جمله ازو و صفات او ظهور می گیرند سبحان آنکه او را نه چیزی حاضر تواند آمد و نه ازو غایب تواند شد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 13
و گفت: نافعتر یقینی آن بود که حق را در چشم تو عزیز گرداند و مادون حق را خورد گرداند و خوف و رجا در دل تو ثابت کند.
# - 14
و گفت: جمع سر توحید است و تفرقه زبان توحید.
# - 15
و گفت: آنچه بر ظاهر می گرداند از نعمتها دلیل است بر آنچه در باطن می دارد از کرامتهاء بی نهایت.
# - 16
و گفت: چگونه اشیا بدو حاضر آیند و جمله بذوات فانی ازو می شوند از خویش یا چگونه ازو غایب شوند اشیا که جمله ازو و صفات او ظهور می گیرند سبحان آنکه او را نه چیزی حاضر تواند آمد و نه ازو غایب تواند شد.
انتخابشده - 17
و گفت: حق تعالی دوست دارد اهل همت را از برای این اهل همت او را دوست دارند.
# - 18
و گفت: مادرین کار به جائی رسیده ایم چون تیزی شمشیر اگر هیچ گونه بجنبیم بدوزخ درافتیم.
# - 19
و گفت: اگردیدار او از ما زایل شود اسم عبودیه از ما ساقط گردد یعنی زنده نمانیم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 16 از «ذکر شیخ علی رودباری رحمهالله علیه» است.