کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 55

و گفت: خداوندا نعمتهاء تو بر ما بیشمارست از جملۀ آن توفیق دادی تا به زبان ذکر تو می کنم و بدل شکر تو می گویم و تو خداوند قادر کریم و ما بندگان عاجز مسکین سپاس ترا و شکر ترا و نعمتها همه از فضل تو است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 52

    و گفت: هرکه بر سلطان دنیا دلیری کند مالش برود و هر که با صالحان دلیر کند و مخالفت ایشان ورزد بنیادش برود و ایمانش با خطر باشد.

    #
  2. 53

    وگفت: پرهیزید از آنکه فریفته شوید بدانکه مردم به شما تقرب کنند و دست شما بوسه دهند که شما ندانید که در آن چه آفتست.

    #
  3. 54

    و گفت: سخی را سر کیسه گشاده باشد و دستهای وی گشاده و درهای بهشت گشاده بر وی و بخیل را سر کیسه بسته باشد و دست وی از عطا دادن بسته و درهای بهشت بسته بروی.

    #
  4. 55

    و گفت: خداوندا نعمتهاء تو بر ما بیشمارست از جملۀ آن توفیق دادی تا به زبان ذکر تو می کنم و بدل شکر تو می گویم و تو خداوند قادر کریم و ما بندگان عاجز مسکین سپاس ترا و شکر ترا و نعمتها همه از فضل تو است.

    انتخاب‌شده
  5. 56

    و گفت: هر که دست دراز کندتا برادری مسلمان را بزند از من نیست.

    #
  6. 57

    و گفت: پیش چهار کس دست تهی مروید پیش عیال و بیمار صوفی وسلطان.

    #
  7. 58

    و گفت: چون دست خودبینی که به مخالفت مشغول است و زبان به کذب و غیبت و دیگر جوارح به موافقت هوای نفس الهام و کشف غطا از کجا حاصل شود ترا.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 55 از «ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی» است.