نثر · شماره 56
و گفت: هر که دست دراز کندتا برادری مسلمان را بزند از من نیست.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 53
وگفت: پرهیزید از آنکه فریفته شوید بدانکه مردم به شما تقرب کنند و دست شما بوسه دهند که شما ندانید که در آن چه آفتست.
# - 54
و گفت: سخی را سر کیسه گشاده باشد و دستهای وی گشاده و درهای بهشت گشاده بر وی و بخیل را سر کیسه بسته باشد و دست وی از عطا دادن بسته و درهای بهشت بسته بروی.
# - 55
و گفت: خداوندا نعمتهاء تو بر ما بیشمارست از جملۀ آن توفیق دادی تا به زبان ذکر تو می کنم و بدل شکر تو می گویم و تو خداوند قادر کریم و ما بندگان عاجز مسکین سپاس ترا و شکر ترا و نعمتها همه از فضل تو است.
# - 56
و گفت: هر که دست دراز کندتا برادری مسلمان را بزند از من نیست.
انتخابشده - 57
و گفت: پیش چهار کس دست تهی مروید پیش عیال و بیمار صوفی وسلطان.
# - 58
و گفت: چون دست خودبینی که به مخالفت مشغول است و زبان به کذب و غیبت و دیگر جوارح به موافقت هوای نفس الهام و کشف غطا از کجا حاصل شود ترا.
# - 59
و گفت: حق تعالی عقوبت کند عام را و عتاب کند خاص را و تامادام که عتاب می کند هنوز محبت باقی است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 56 از «ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی» است.