کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 74

نقلست که روزی شیخ می گذشت و مردم زیارت می کردند طفلکان نیز زیارت می کردند گفتند یا شیخ کودکان بی عقل ترا چگونه می شناسند زیارت می کنند گفت: از آنکه در شب این طفلکان درخواهند من به دعای خیر و صلاح ایشان استاده ام.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 71

    و گفت: عبارت حظ نفس است واشارت حظ روح عبارت از آن بدنست و اشارت از آن روح.

    #
  2. 72

    و پرسیدند که چون رزق مقسومت سوال و طلب ازحق تعالی چراست گفت: تا عز و شرف مومن ظاهر شود کما قال لواعطیتک من غیر مسئله لم یظهر کمال شرفک فامرتک بالدعاء لتدعونی فاجیبک.

    #
  3. 73

    و گفت: لباس تقوی مرقع است از آنکه از دیدن صاحب مرقع امنی وذوقی حاصل می شود.

    #
  4. 74

    نقلست که روزی شیخ می گذشت و مردم زیارت می کردند طفلکان نیز زیارت می کردند گفتند یا شیخ کودکان بی عقل ترا چگونه می شناسند زیارت می کنند گفت: از آنکه در شب این طفلکان درخواهند من به دعای خیر و صلاح ایشان استاده ام.

    انتخاب‌شده
  5. 75

    و گفت: نهایت مجاهد آنست که ببخشند هر جدی که دارند هر آنکس که هیچ جدی ندارد یعنی حق تعالی وغایت آن بذل روح است.

    #
  6. 76

    و گفت: ایمان خاص است و اسلام عام است و پرسیدند اگر اصحاب سلاطین و متعلقان ایشان چیزی به شیخ آورند و گویند از وجه حلال است قبول فرمائی گفت: نه از آنکه ایشان ترک صلاح خود کرده اند چون در بند صلاح نیند چگونه صلاح دیگری نگاه دارند.

    #
  7. 77

    وگفت: هرکه بغیر از حق تعالی وخدمت وی عزتی طلبد از دنیا نرود تا هم بدان طلب عزت خوار شود و شیخ این شعر بسیار خواندی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 74 از «ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی» است.