مصرع نخست · شماره 11
آری ، آری ، گفتم : از اغیار نتوان بست چشم
شاعرملک الشعرای بهاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
گفت : از آن دشوارتر، گفتم : فراق یار؟ گفت
# - 9
آنچه سوزد جان عاشق ، گفتمش جور رقیب ؟
# - 10
گفت : نی ، گفتم : نگاه یار با اغیار؟ گفت :
# - 11
آری ، آری ، گفتم : از اغیار نتوان بست چشم
انتخابشده - 12
گاه گاهی گوشه چشمی به ما می دار گفت :
# - 13
چشم مست ما تو را هم ساغری برکف نهاد؟
# - 14
گفتم : از میخانه کس بیرون رود هشیار؟ گفت :
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «شماره ۳۲ - گفتمش هنگام وصل است ای بت فرخار، گفت :...» است.