مصرع نخست · شماره 187
جملگی گفتند مردی راکه دیدی پادشاست
شاعرملک الشعرای بهارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 184
چون خور او را روشن و او کرده زانان فال کسب
# - 185
شاه پاپی سر به سر اخترشماران را بخواست
# - 186
خواب های خود یکایک گفتشان بی کم وکاست
# - 187
جملگی گفتند مردی راکه دیدی پادشاست
انتخابشده - 188
یا ز فرزندانش یک تن پادشاهی را سزاست
# - 189
زانکه پیل و هرسه آتش دولت و دین و دهاست
# - 190
خواست ساسان را به بر پاپک وزو پرسید راست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 187 از «بخش اول - از کیومرث تا سربداران» است.