سطر مستقل · شماره 93
به بودای بی دغدغه ماننده ام که درد را از آن روی که طلیعه تاز نیروانا می داند به دلاسودگی برمی گزارد.
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 90
و من دیدم که آسایشی یافته ام
# - 91
و اکنون به حلزونی دربه در می مانم که در زیروزبررفت بی پایان شتابندگان دریا صدفی جسته است.
# - 92
و می دیدم که اگر فانوس را به آب افکنم و سیاهی شب را به فروبستگی چشمان خود تعبیر کنم،
# - 93
به بودای بی دغدغه ماننده ام که درد را از آن روی که طلیعه تاز نیروانا می داند به دلاسودگی برمی گزارد.
انتخابشده - 94
اما من از مرگ به زندگی گریخته بودم.
# - 95
و بوی لجن نمک سود شب خفتن جای ماهی خوارها که با انقلاب امواج برآمده همراه وزش باد
# - 96
در نفس من چپیده بود، مرا به دامن دریا کشیده بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 93 از «رکسانا» است.