سطر مستقل · شماره 115
و دریا آشوب بود.
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 112
آسایشی که از جوشش مایه می گیرد!
# - 113
و سرانجام در شبی چنان تیره، به سان قایقی که باد دریا ریسمانش را بگسلد،
# - 114
دل به دریای توفانی زده بودم.
# - 115
و دریا آشوب بود.
انتخابشده - 116
و من در زیروفرارفت زنده وار آن که خواهشی پرتپش در هر موج بی تابش گردن می کشید،
# - 117
مایه ی آسایش و زندگی خود را بازیافته بودم، همه چیز زندگی را به دلخواه خویش به دست آورده بودم.
# - 118
اما ناگهان در آشفتگی تیره و روشن بخار و مه بالای قایق که شب گهواره جنبانش بود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 115 از «رکسانا» است.