سطر مستقل · شماره 222
و رکسانا بر قایق و من و دریا در پیکر ابری که از باد به هم برآید،
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 219
بی تاب در آخرین حمله ی یاس کوشیدم تا از جای برخیزم اما زنجیر لنگری به خروار بر پایم بود.
# - 220
و خیزاب ها کنار قایق بی قرار بی سکون در تب سرد خود می سوختند.
# - 221
و روح تلاشنده ی من در زندان زمخت و سنگین تنم می افسرد
# - 222
و رکسانا بر قایق و من و دریا در پیکر ابری که از باد به هم برآید،
انتخابشده - 223
با سکوتی که غریو شتابندگان موج را بر زمینه ی خود برجسته تر می کرد فریاد می کشید:
# - 224
# - 225
« نمی توانی!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 222 از «رکسانا» است.